ایران: ۷:۴۹ صبح
پنج‌شنبه ۹ مرداد ۱۳۹۳

لطفا واژه مورد نظرتان را به انگلیسی یا فارسی تایپ کنید و کلید جستجو را بزنید   
Farsi123
   
    
                    کلیدهای تلفظ      حالات دستوری
ar.gue
argue  (är¯gyoo)
-gued, -gu.ing
شنیدن تلفظ
۱- استدلال کردن، دلیل آوردن، بحث کردن
some argue that the existance of the atomic bomb has helped to maintain peace
برخی استدلال می‌کنند که وجود بمب اتمی به نگهداشتن صلح کمک کرده
است.
he argued in favor of the bill
او در دفاع از لایحه به بحث پرداخت.
he argued against vegeterianism
او بر ضد گیاه‌خواری استدلال کرد.
he argued her out of suicide
با دلیل و برهان او را از خودکشی منصرف کرد.

۲- مشاجره کردن، جر و بحث کردن، محاجه کردن، جدل کردن، پیش
جوابی کردن
don't argue with me,I am tired!
با من جروبحث نکن که خسته‌ام!
he argued with the taxi driver over the fare
سر کرایه با راننده‌ی تاکسی بگومگو کرد.
Rajab and his wife always argued
رجب و زنش همیشه با هم مشاجره می‌کردند.

۳- نشان‌دادن، دلالت داشتن
his behavior argued a high level of education
رفتارش نمایشگر تحصیلات عالیه‌ی او بود.
● to argue out
(انگلیس) جزئیات را مورد بحث قرار دادن (به‌منظور تصمیم‌گیری)
our proposals were argued out in the course of several meetings
پیشنهادهای ما طی جلسات متعدد جز به جز مورد بحث قرار گرفت.
ar¯guer, n.



contact@farsi123.com

© 2004-2011 Farsi123
Version 4.3