|
۱- مشتری دائم بودن
I have been patronizing this store for years
من سالهاست از این مغازه خرید میکنم.
۲- سروری کردن، خدایگانی کردن، کمک و اعانه دادن، تشویق کردن
۳- (تداعی منفی) بنده نوازی کردن (به طور مغرورانه)، آقامنش
رفتار کردن، اربابوار رفتار کردن
he tried to patronize me by acting too familiarly
او سعی کرد که با خودمانی رفتار کردن مراکوچک کند.
|